الملا فتح الله الكاشاني
273
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دانست كه وجه اتصال آيه استيذان بما قبل آنست كه چون حقتعالى جل اسمه بيان عظم اثم زنا و قذف فرمود مؤكد ساخت آن را بنهى از دخول بيوت مردمان مگر بعد از استيذان تا ابعد از تهمت باشند و اقرب بعصمت و بعد از آن در بيان نظر حلال و حرام ميفرمايد كه * ( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ ) * بگو اى محمد مر مردان گرونده را كه چشم فرو خوابانيد * ( يَغُضُّوا ) * تا فروخوابانند و بپوشند * ( مِنْ أَبْصارِهِمْ ) * ديدهاى خود را از ديدن هر نامحرم كه نظر سبب فتنه است و باعث مأثم و خطاياى عظيمه است و در ذخيرة الملوك آورده كه تيز روترين پيكى مر شيطان را در وجود انسان چشم است زيرا كه حواس ديگر در مساكن خود ساكناند و تا چيزى بايشان نميرسد باستدراك آن مشغول نميتوانند شد اما ديده حاسه ايست كه از دور نزديك ابتلا و اثام را صيد مىكند و نعم ما قيل بيت اين همه آفت كه بتن ميرسد از نظر توبه شكن ميرسد ديده فرو پوش چه در صدف تا نشوى تير بلا را هدف و از شبلى مرويست كه معنى آيه آنست كه بگو تا بپوشند ديدهء سر را از محارم و ديدهء دل را از ما سواى اللَّه * ( وَيَحْفَظُوا ) * و نگاه دارند * ( فُرُوجَهُمْ ) * فرج هاى خود را از حرام و بدان كه يغضوا مجزومست بجواب شرط مقدر و تقدير آنكه ( قل للمؤمنين غضوا من ابصارهم فان تقل لهم ذلك يغضوا ) و يا آنكه مجزوم باشد به لام مقدارى ليغضوا و مانند اينست قوله يغضضن و عدم ظهور جزم در اين به جهت آنست كه مبنى است و من در من ابصارهم براى تبعيض است چه مراد از آن غض بصر است از آنچه حرام باشد نه مطلقا و نزد اخفش زايده است و چون سيبويه بر آنست كه من زايده در كلام منفى مىباشد نه مثبت حكم بزيادتى آن نميكند بلكه قائل است به تبعيضيه آن و اين حق است و ذكر من در غض بصر و عدم اتيان به آن در حفظ فروج دلالت است بر آنكه امر بصر اوسع است از حفظ فروج و لهذا جايز است نظر در شعور محارم و صدور ثدى و اعضاد و اسواق و اقدام ايشان و همچنين نظر در جوارى مستعرضه و در مخطوبه و در اجنبيه نزد ضرورت چون تحمل شهادت بر او و غير آن و نظرهء اولى مطلقا بدون ريبت و لذت و اما امر فرج مضيق است به جهت اختصاص تحريم به من عداى زوجه و ملك يمين و در فرق همين كافيست كه نظر مباح است الا در چيزى كه مستثنى فيه است و جماع محظور است مگر از آنچه مستثنى منه است و گويند حفظ فروج اينجا بمعنى ستر آنست از ابصار محترم چنان كه از ابن زيد مرويست كه ( كل موضع فى القرآن ذكر فيه حفظ الفروج فهو عن الزنا الا فى هذا الموضع فان المراد به الستر حتى لا ينظر اليها احد ) و اين مرويست از ابى عبد اللَّه ( ع ) و بعد از تفسير حفظ بستر فرمود كه فلا يحل للرجل ان ينظر الى فرج اخيه و لا يحل للمرأة ان تنظر الى فرج اختها مرد را جايز نيست كه نظر در فرج برادر خود بكند و نه زن را كه نظر در عورت